ღپاکت غم« ஜ°ღ•·˙˙·
میخورن از حرص تو جوش اینم به روش... چی میشه کرد؟؟؟؟؟؟؟؟ اول از همه باید معذرت خواهی کنم برای دیر اپ شدن وبلاگ یه خبر که قطعا از شنیدنش ناراحت میشین!!! شبنم تا چندوقت نمیتونه خودش وبشو اپ کنه من بجاش اپ میکنم ببخشید یادم رفت من مهسا(دخترخاله شبنم) هستم
سلام دوستای گلم این پستو میزارم که همه بخونن و بعدا هزارتا دلیل نیارین که نگفتی:
وقتی که آپ کردم انتظار دارم بیاین و نظراتونو واسم بزارین یا وقتی که شماها دوستای گلم آپ میکنین بیاین بهم بگین که آپین اگه نیاین من از کجا خبر داشته باشم که آپین؟؟!!.
انتظار دارم از دوستای گلم که به وبم سر بزنین اگه سر نزنین طبق قانون وبم از لینکام پاکتون میکنم با عرض شرمندگی.درضمنمن با تبادل لینک موافقم اگه خواستین لینکم کنید با اسم وبم لینک کنید وخواستین لینک بشین بگین با چه اسمی شما دوست عزیزو لینک کنم .
"ممنونم دوستای گل خودم
دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است
من هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم
که چه میکنی؟پنجره اتاقم را باز میکنمو
فریاد میزنم تنهاییت برای من.......
گریه هایت برای من......
همه بغضها و اشک هایت برای من......
غصه هایت برای من.....
بخند برایم...!
انقدر بلند بخند تا من هم بشنوم صدای خنده های نابت را
صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده ...!
این همه حسود بودم و نمیدانستم
به نسیمی که از کنارت موذیانه میگذرد
به چشمهای اشنا و پرراز که بی حیا نگاه میکنند
به افتابی که فقط تلاش گرم کردن تو را دارد حسادت میکنم...!!
من انقدر عاشقم
که مرا وادار می کند حسادت کنم؟!
به تنهائیم
به جهان!!...
به خاطره ای دور از تو.....
یه بار شده فکر کنی که چرا باید من و تو تنها و دور از هم باشیم؟
درسته تو تنها نیستیو هیچ نشونه ای از عشق در قلبت نیست ولی یک لحظه به من فکر کن
خودتو جای من بذار.
خودتو جای یه ادم تنها و دل بسته به کسی که دلش از سنگه بذارشاید تصور حال من برات
دشوار باشه که هست!ولی اینو بدون که تنها تصویر توست که در قاب چشمانم مینشیند و
فقط و فقط عشق تو را به سراچه ی قلبم راه میدهم.
شاید بتونی خودتو پیدا کنیو اما من......
من هر روزچشم به راه جاده عشق هستم تا روزی رویای من به حقیقت
بپیوندد.....
جمله ای نوشته بود با این مضمون:
" من تورا دوس میدارم تو دیگری را ودیگری دیگری را. واینگونه است که ما تنهاییم... "
اما این ظاهر ماجراست ، واقعیت اینه که : " من خودم رو دوست دارم و تو هم خودت رو و دیگری هم خودش را و
اینگونه است که همه تنهایند ....
چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به
وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم
وهنوز شكست نخوردم
این روزها حتی اگر خون هم گریه کنی
: اوج همدردی دیگران با تو
1 کلمه ست ..... "آخی"...........!

معلم برای سفید بودن برگه نقاشی ام تنبیهم کرد
و همه" به من خندیدند. اما من
خدا را کشیده بودم که دیدنی نبود.....
بغض:یک طرف خاطره ها.یک طرف فاصله ها
در همه آوازها حرف آخر زیباست:
آخرین حرف تو چیست؟!
تا به آن تکیه کنم"
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست...

..... رفتنت که مردانه نبود لااقل مرد باش و برنگرد...!
یه تیغ تیز رگهای دست
رفتن واسه هرچی که هست
یه لحظه درد تاراج جون
میچکه قطره قطره خون
شروع میشه نفس زدن
جدایی روح از بدن
فرقی نداره بد و خوب زندگی
فقط نباید واسه هیچکسی بگی
یه لحظه اوج یه حس خوب
جایی که هیچ چشمی نمیکنه رسوب
بذار بگن دیوونه بود بذار بگن خودکشی کرد
مهم دلم بود که چه قدر دلخوشی کرد
فوقش یه هفته مشکی پوش
اینم گناهش مال من ما که جهنمی شدیم
یه هفته اسمم که میاد اشک از نگاه ها در میاد
بعد از یه هفته همه چی عادی میشه
حتی نمیمونه ازم اسمی به یاد
مهم منم که این روزا فقط تو فکر رفتنم
مهم منم که یاد تو هنوز میپیچه تو تنم
غصهء اینجا رو نخور این آدمها خیلی بدن
اونا اگه میفهمیدن زودتر از ما میومدن
یه تیغ تیز یه لحظه درد
اینم یه جور عاقبته 

میخورد بر بام خانه
خانه ام کو ؟ خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر ٬کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
باز باران٬ باز باران
میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬ بی بهانه
| Design By : Night Melody |


